دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
234
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ورود ماجراجوى انگليسى سرآنتونى شرلى به قزوين ( در موقع بازگشت پيروزمندانه شاه از جنگ با ازبكان در سال 1007 / 1598 ) تشحيذ شد ، امّا درخصوص تلاشهاى ايران براى دور زدن تركان از طريق روسيه و با كمك ونيزيان سوابقى وجود داشت . با اينهمه با حضور ناوگان انگليسىها و هلنديها در اقيانوس هند دامنه امكانات وسيعتر شد . راه دماغه اميدنيك ابعاد تازهاى به اين جريان بخشيد ، چون مىتوانست در برابر اقدامات دشمنانه تركان آسيبناپذير باشد و به همان نسبت براى شاه عباس هم جذابيت داشته باشد . هنوز آنچه نياز فورى بود برگرداندن تماميت ارضى ايران با بازپسگيرى ايالات توليد ابريشم و راندن تركان بود . شاه دريافت كه اين كار با كمك بعضى از قدرتهاى اروپائى امكانپذير است و لذا سرآنتونى شرلى را از طرف خود مأمور اروپا ساخت . شاه در مقابل اين كمك ، قرار شد سهمى از انحصار صدور ابريشم ايران و بعضى از امتيازات تجارى را به اروپائيان واگذار كند . او با پيشنهاد تساهل نسبت به اقليتهاى مسيحى در ايران درصدد جلب حمايت دستگاه پاپ بود . شاه عباس در دو دهه حساس از درگيريهاى خود با تركان ، به عبث منتظر دخالت قدرتهاى اروپايى بود . نخستين مأموريت شرلى به دليل عدم توانائى او در جلب همكارى ممالك اروپائى براى ورود به جنگ با تركان با شكست مواجه شد و از طرف ديگر عدم اعتماد نيز در بين اعضاى برجسته هيأت يعنى سرآنتونى شرلى و همقطار ايرانى او حسينعلى بيك پديد آمده بود . اين الگوئى بود كه بارها در اعزام هيأتهاى شاه عباس به اروپا تكرار شد و بهانه خوبى براى مخالفتهاى داخلىشان شد تا موفقيتهاى واقعىشان . به دنبال هيأت سياسى شرلى ، هيأتهاى ديگرى به ونيز ، رم و اسپانيا اعزام شدند . و نيز از بهمخاطرهافكندن روابط خود با تركان اكراه داشت . پاپ براى اين كار شائق بود ولى قدرتى نداشت . اسپانيا نيز علاقمند بود امّا براى آن كشور ، ايران در مقايسه با مشكلات شديد رخته هلنديها و انگليسىها در اقيانوس كه منحصرا در حيطه نفوذ اسپانيا و پرتقال صورت گرفته بود ، چندان اهميتى نداشت . اين سفارتها و هيأتها در اتحاد اروپا با ايران عليه تركان نقشى كارآمد و مؤثر ايفاء نكرد . راههاى ارتباطى ، طولانى ، فواصل ، زياد و اعتماد طرفين زمانمند و گذرا بود ؛ و علاوهبراين تجارت با تركيه نبايد قربانى فرضيه اتحاد با ايران مىشد . در اين قلمرو اقدام چشمگير ديگر را رابرت برادر آنتونى شرلى به انجام رسانيد كه در موقع مأموريت برادرش ، بهعنوان گروگان در ايران باقى مانده بود ؛ او وارد خدمات نظامى شد و حتى در مقام يك حاكم محلى كوچك مسئوليت گرفت . او در سال 1607 م . به اروپا رفت تا اسپانيائيها را متقاعد سازد كه در هرمز پايگاهى براى ابريشم برپا دارند و با كمك تجار ايرانى و ارمنى آنرا به اروپا صادر كنند . اسپانيائيها از ورود به چنين تجارتى اكراه داشتند ، چون وسايل و ابزار كافى